|
فقط یک بار برایت گریه کردم
آن زمان که
دیدم خانه ات را فروخته ای
روی پشت بام
و داری ستاره می شوی
همان روز که
از ابتدا هر چه درخت داشتی را کاغذپیچ کردی و
ندیدی که یاکریم ها نگاهت می کنند
بعد زدی از خودت به هرچه تو بود
دیگر از ستاره ها بدم می آید
هر چه می خواهند با من آشتی کنند
اما
من دیگر حوصله ات را...
نه دوست دارم
شب شود
نه دوست دارم
ستاره بیاید
آخر دلش به حال هیچ پشت بامی که نمی سوزد
حتی یاکریم را هم نمی شناسد
فقط به هوای تو
دارد چشمک می زند
این همه کاغذ
هر روز
مچاله می خوانم
تا تو خودت شود
باورت می شود
من هم از خودم دارم می زنم به تو
شاید ستاره شوم
اما قول می دهم شبها پیدایم نشود
هر روز صبح می آیم روی پشت بام می نشینم و
برای یاکریم ها
پلک می زنم..
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|