|
پرسیدم: خوب تکلیف این چند تا ماهی قرمز توی حوض چی میشه؟؟؟ کجا می برنشون؟؟
گفت : اینا می میرند.
یاد رنگ کردن نردبونهای خانه تشکل ها دم عیدی افتادم فرشته داشت تک تک گلبرگ ها رو رنگ می کرد انگاری قرار بود توی خانه تشکل های غیردولتی هفت سین بچینیم... ذوق زده گفتم فرشته یه کم رنگ به ما هم بده ما اون طرف رو رنگ کنیم شاید هم حوض و رنگ کردیم. اصلا پای این ماهی های حوض از شب عید توی این خانه قدیمی باز شد از همون وقتی که یکی از این ماهی ها حسابی تک و تنها گوشه حوض افتاده بود.
حالا که دارم می نویسم یاد یادداشت گذشتم افتادم همون روزی که عفت با ذوق و شوق از این خونه صحبت می کرد و من که انگاری یک گنجینه رو پیدا کردم سعی کردم تمام مشخصات این گنج رو حس کنم.
وقتی بچه ها می خواستند توی کارگاه شعر توتم بشنینند هر چند وقت یکبار به بالای سرشون نگاه می کردم حواسم به این بود که این سقف کهنه یهو توی سر یکی نیایدو ...چند دفعه گفته بودیم به آقای شیرازی، به آقای بهرامزاده به مسوولین خانه ... و در انتظار یه هماهنگی واسه مرمت حالا که قرار بعد از چند ماه "خانه تشکل های غیردولتی" مرمت بشه دیگه جای ما تشکل های غیردولتی نیست.
هنوز هم برام جای سواله که چه تناقضی بین شبکه شدن تشکل ها و بودن خانه تشکل ها وجود داره !!!
یه خونه قدیمی ته یک کوچه قدیمی که واسه رسیدن به این کوچه بن بست چند تا پله رو باید پایین بری یعنی دیگه جایی مناسبی توی این شهر نبود که بخواد موزه بشه؟؟؟
چند تا تیر چوبی رو زدند رو کمر دیوارهای پیر خانه تشکل ها نمی دونم چرا وقتی تیر چوبی ها رو می بینم یاد یه آدم می افتم که یه چوب دستی زده زیر بغلش ، یه آدمی که قدش خیلی بلندتر از آدم های معمولی و داره از اون بالا زیر چشمی آدم و می بینه که یعنی کدوممون حواسمون بهش هست یعنی یه جوری هواشو داریم...
گفتند باید فرصت می دادند واسه تخلیه ولی ... در عرض یکروز بدون اینکه تشکل های غیردولتی جایی رو واسه بودن پیدا کنند مرمت آغاز شده ، یعنی که ما بریم ولی کجا؟
چقدر سوال بی جواب دارم .
حالا قصه ما تشکل ها هم شده قصه این ماهی های قرمز...
Medium (Media) Blog
سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا!
دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
|